• آهنگ آلمانی
    صرف افعال
    اصلاحات روزمره
    فلش کارت
    wort dictionary

    struppig

    Adjektiv

    ۱. [مو:] نامرتب، ژولیده، دارای موهای زبر و درهم برهم؛ [سگ:] پر مو، پشمالو؛ [ریش:] سیخ سیخی، نتراشیده

    Grammatik

    POSITIVstruppig
    KOMPARATIVstruppiger
    SUPERLATIVam struppigsten
    اپلیکیشن Genau — یادگیری کلمات آلمانیروزی چند کلمه آلمانی؛ هر کلمه پیش از آنکه فراموشش کنید دوباره برمی‌گردد. رایگان.
    ارتقا به عضویت ویژهحذف آگهی‌ها، تاریخچه و لیست علاقه‌مندی‌های نامحدود. از ۳۹۰٬۰۰۰ تومان برای سه ماه.
    • تماس با ما
    • درباره ما
    • ارتقا عضویت
    • حریم خصوصی