• آهنگ آلمانی
    صرف افعال
    اصلاحات روزمره
    فلش کارت
    wort dictionary

    stecken bleiben

    intransitiv

    ۱. گیر کردن (در)

    im Schnee usw., auch beim Vortragen

    ۲. به بن بست رسیدن

    Verhandlungen usw.

    مثال‌ ها:

    از مراحلِ نخستین فراتر نرفتن

    in den Anfangsstadien stecken bleiben (Projekt usw.)

    اپلیکیشن Genau — یادگیری کلمات آلمانیروزی چند کلمه آلمانی؛ هر کلمه پیش از آنکه فراموشش کنید دوباره برمی‌گردد. رایگان.
    ارتقا به عضویت ویژهحذف آگهی‌ها، تاریخچه و لیست علاقه‌مندی‌های نامحدود. از ۳۹۰٬۰۰۰ تومان برای سه ماه.
    • تماس با ما
    • درباره ما
    • ارتقا عضویت
    • حریم خصوصی