wort dictionary

sezieren

schwaches Verb

۱. تشریح کردن، کالبدشکافی کردن

[hat];

مثال‌ ها:

کالبدشکافی کردن یک جنازه

eine Leiche sezieren

۲. از هم شکافتن، مو شکافی کردن، تجزیه و تحلیل کردن (در معنای غیر لفظی)

[hat]; schneiden, zerlegen (im übertragenen Sinne)

مثال‌ ها:

او قادر است احساس خود را دقیقاً موشکافی کند

sie ist in der Lage, ihr Gefühl genau zu sezieren