wort dictionary

schwärmen

schwaches Verb

۱. مشتاق/ شیفته ی کسی/ چیزی بودن، کسی را مثل بت پرستیدن، [عا:] دل کسی رفتن برای/ لک زدن برای، (کشته و) مرده ی کسی/ چیزی بودن، دیوانه ی کسی بودن، برای کسی مردن

[hat]; für jdn. oder etwas schwärmen

۲. (با شوق و ذوق) تعریف کردن از

[hat]; schwärmen von

۳. آرزوی چیزی را داشتن، خیال چیزی را در سر پروراندن، در خواب و خیال چیزی به سر بردن

[hat]; schwärmen von (träumerisch)

۴. به صورت ﮔﺮﻭﻫﯽ ﺩﺭ ﺣﺮﮐﺖ ﺑﻮﺩﻥ

[hat]

۵. [به صورت گروهی/ به تعداد زیاد/ دسته جمعی] حرکت کردن/ پرواز کردن [و غیره]

[ist]; Bienen, Menschen usw.