schnalzen
schwaches Verb۱. (با زبان؛ با انگشت؛ با شلاق) صدا دادن
[hat]
مثال ها:
زبان خود را [به سقف دهان زدن و] به صدا درآوردن
mit der Zunge schnalzen
شلاق را [در هوا تکان دادن و] به صدا درآوردن
mit der Peitsche
بشکن زدن [صدای بشکن درآوردن]
mit den Fingern schnalzen