rückwärts
lokal۱. از عقب، از پشت؛ عقب عقب، پس پسک [عا]؛ به (طرف) عقب؛ [نیز:] برعکس، بالعکس، معکوس؛ از ته
مثال ها:
از عقب/ عقب عقب از گاراژ بیرون آمدن
rückwärts aus der Garage fahren
عقب عقب راندن
rückwärts fahren
این کلمه را برعکس هم/ از ته هم می توان خواند
dieses Wort kann man auch rückwärts lesen
عقب عقب رفتن
rückwärts gehen
سه قدم عقب رفتن/ به عقب برداشتن
drei Schritte rückwärts gehen
از عقب پارک کردن
rückwärts einparken