wort dictionary

ruckartig

Adjektiv

۱. ناگهانی، یکمرتبه، با یک حرکت سریع، با یک تکان ناگهانی

مثال‌ ها:

ناگهان ترمز گرفتن

ruckartig bremsen

او یکمرتبه توقف کرد

er hat ruckartig angehalten

از چپ و راست کردن ناگهانی فرمان ماشین خودداری کنید

vermeiden Sie ruckartige Bewegung des Lenkrads

۲. حرکت ناگهانی، حرکت ناپیوسته و نامنظم، حرکات کوتاه و نامنظم

ruckartige Bewegung