• آهنگ آلمانی
    صرف افعال
    اصلاحات روزمره
    فلش کارت
    wort dictionary

    marode

    Adjektiv

    ۱. بیمار، در حال احتضار، محتضر

    Wirtschaft usw.

    ۲. فاسد، پوسیده؛ منحط

    Gesellschaft usw.

    ۳. هلاک، (درب و) داغان

    erschöpft

    Grammatik

    POSITIVmarode
    KOMPARATIVmaroder
    SUPERLATIVam marodesten
    اپلیکیشن Genau — یادگیری کلمات آلمانیروزی چند کلمه آلمانی؛ هر کلمه پیش از آنکه فراموشش کنید دوباره برمی‌گردد. رایگان.
    ارتقا به عضویت ویژهحذف آگهی‌ها، تاریخچه و لیست علاقه‌مندی‌های نامحدود. از ۳۹۰٬۰۰۰ تومان برای سه ماه.
    • تماس با ما
    • درباره ما
    • ارتقا عضویت
    • حریم خصوصی