• آهنگ آلمانی
    صرف افعال
    اصلاحات روزمره
    فلش کارت
    wort dictionary

    kontinuierlich

    Adjektiv

    ۱. مستمر؛ پیوسته، مداوم، متوالی، لاینقطع؛ مدام، به طور مستمر، به طور مداوم/ پیگیر

    Grammatik

    POSITIVkontinuierlich
    KOMPARATIVkontinuierlicher
    SUPERLATIVam kontinuierlichsten
    اپلیکیشن Genau — یادگیری کلمات آلمانیروزی چند کلمه آلمانی؛ هر کلمه پیش از آنکه فراموشش کنید دوباره برمی‌گردد. رایگان.
    ارتقا به عضویت ویژهحذف آگهی‌ها، تاریخچه و لیست علاقه‌مندی‌های نامحدود. از ۳۹۰٬۰۰۰ تومان برای سه ماه.
    • تماس با ما
    • درباره ما
    • ارتقا عضویت
    • حریم خصوصی