kommandieren
schwaches Verb۱. فرماندهی چیزی را بر عهده/ به دست داشتن، فرمانده ی چیزی بودن، فرمان دادن
[hat]; tr. (befehligen, führen)
۲. اعزام کردن به، اعزام داشتن به، فرستادن به، مامور کردن
[hat]; tr. (an die Front usw.)
۳. امر و نهی کردن (به)، دستور دادن (به)، امر کردن
[hat]; tr., itr. (bes. in barschem Ton)