• آهنگ آلمانی
    صرف افعال
    اصلاحات روزمره
    فلش کارت
    wort dictionary

    klapprig

    Adjektiv

    ۱.

    ۲. لق، لق لقو؛ فکسنی، زواردررفته، کهنه و قراضه

    (Auto, Stuhl usw.)

    ۳. نحیف، بی بنیه، پیر و مردنی [تحق]

    (Person, Gaul usw.)

    Grammatik

    POSITIVklapprig
    KOMPARATIVklappriger
    SUPERLATIVam klapprigsten
    اپلیکیشن Genau — یادگیری کلمات آلمانیروزی چند کلمه آلمانی؛ هر کلمه پیش از آنکه فراموشش کنید دوباره برمی‌گردد. رایگان.
    ارتقا به عضویت ویژهحذف آگهی‌ها، تاریخچه و لیست علاقه‌مندی‌های نامحدود. از ۳۹۰٬۰۰۰ تومان برای سه ماه.
    • تماس با ما
    • درباره ما
    • ارتقا عضویت
    • حریم خصوصی