wort dictionary

inaktivieren

schwaches Verb

۱. از فعالیت انداختن، بی اثر کردن

[hat]

۲. اثر بخشی میکروارگانیسم ها و یا سرم ها را از طریق برخی فرآیندهای شیمیایی و یا فیزیکی از بین بردن

[Medizin, Chemie]

مثال‌ ها:

عوامل بیماری زا را غیر فعال کردن

Krankheitserreger inaktivieren