hoffnungslos
Adjektiv۱. نومیدکننده، ناامیدکننده، مأیوسکننده، یأسآور؛ [نیز:] چارهناپذیر، علاجناپذیر، لاعلاج؛ بیامید
(Lage; Fall usw.)
عبارات کاربردی:
این آدم درستبشو نیست/ اصلاحپذیر نیست
er ist ein hoffnungsloser Fall ugs.
۲. ناامید
Person
۳. ناامید، نومیدانه، بیامید، غمزده
adv.
۴. خیلی، به شدت، بدجوری، عجیب؛ درست و حسابی
adv.; ugs. (sehr)
Grammatik
| POSITIV | hoffnungslos |
| KOMPARATIV | hoffnungsloser |
| SUPERLATIV | am hoffnungslosesten |