hingeben
starkes Verb۱. خرج کردن؛ بخشیدن؛ دادن
[hat]; tr. (Geld usw.)
۲. فدا(ی چیزی) کردن، نثار کردن
[hat]; tr.; geh.; + für (opfern)
۳. خود را به دست چیزی سپردن، خود را تسلیم چیزی کردن؛ سرسپرده ی چیزی شدن؛ [نیز:] خود را وقف/ فدای چیزی کردن
sich hingeben Dat.
مثال ها:عبارات کاربردی:
(با تمام وجود) خود را وقف کاری کردن، وقف خود را صرف کاری کردن
sich einer Arbeit hingeben
با مردی رابطه ی جنسی برقرار کردن
sich einem Mann hingeben