wort dictionary

hinbringen

starkes Verb

۱. (به‌ جایی) بردن؛ (به‌ جایی) رساندن

[hat]; allg.

مثال‌ ها:

(میل دارید) شما را کجا برسانم؟

wo darf ich Sie hinbringen?

۲. گذراندن؛ طول‌ دادن؛ (وقت) لازم‌ داشتن؛ سپری کردن (وقت)

[hat]; ugs. (verbringen)

مثال‌ ها:

وقت خود را به‌ مطالعه گذراندن

seine Zeit mit Lesen hinbringen

محاکمه‌ ای را دو هفته طول‌ دادن

zwei Wochen mit einem Prozess hinbringen

۳. (واقعا) توانستن، (واقعا) موفق‌ شدن، از عهده (ی چیزی/ کاری) برآمدن

[hat]; ugs. (fertigbringen)