• آهنگ آلمانی
    صرف افعال
    اصلاحات روزمره
    فلش کارت
    wort dictionary

    graphisch

    Adjektiv

    ۱. گرافیکی، گرافیک؛ [نیز:] نموداری؛ با نمودار، به‌کمکِ نمودار؛ از نظرِ صفحه‌آرایی/ آرایشِ صفحه

    = grafisch

    Grammatik

    POSITIVgraphisch
    KOMPARATIVgraphisch
    SUPERLATIVgraphisch
    اپلیکیشن Genau — یادگیری کلمات آلمانیروزی چند کلمه آلمانی؛ هر کلمه پیش از آنکه فراموشش کنید دوباره برمی‌گردد. رایگان.
    ارتقا به عضویت ویژهحذف آگهی‌ها، تاریخچه و لیست علاقه‌مندی‌های نامحدود. از ۳۹۰٬۰۰۰ تومان برای سه ماه.
    • تماس با ما
    • درباره ما
    • ارتقا عضویت
    • حریم خصوصی