garantieren
transitiv/intransitiv۱. (چیزی را) ضمانت/ تضمین/ تعهد کردن؛ ضمانت/ تضمین/ قول دادن (که)؛ ضامنِ چیزی بودن
(für) etwas garantieren; [hat]
مثال ها:
مرغوبیتِ جنسی را ضمانت کردن
(für) die Qualität einer Ware garantieren
(به تو) ضمانت می دهم که، من ضامن می شوم که، مطمئنم (به تو قول می دهم) که
ich garantiere (dir), dass