gabeln
transitiv۱. منشعبشدن، انشعاب پیداکردن، از هم جداشدن، شاخهشاخه شدن
sich gabeln (Straße, Ast usw.)
۲. با چنگال برداشتن؛ با چنگک برداشتن
tr.; [hat]
۱. منشعبشدن، انشعاب پیداکردن، از هم جداشدن، شاخهشاخه شدن
sich gabeln (Straße, Ast usw.)
۲. با چنگال برداشتن؛ با چنگک برداشتن
tr.; [hat]