آهنگ آلمانی
صرف افعال
اصلاحات روزمره
فلش کارت
freikommen
intransitiv
صرفش کن
۱. آزادشدن (از)؛ نجات/ رهایی/ خلاصییافتن (از)، خلاصشدن (از)؛ [نیز:] تبرئهشدن
+ von; [*][ist]
×
حذف تبلیغات
اپلیکیشن Genau — یادگیری کلمات آلمانی
روزی چند کلمه آلمانی؛ هر کلمه پیش از آنکه فراموشش کنید دوباره برمیگردد. رایگان.
ارتقا به عضویت ویژه
حذف آگهیها، تاریخچه و لیست علاقهمندیهای نامحدود. از ۳۹۰٬۰۰۰ تومان برای سه ماه.
تماس با ما
درباره ما
ارتقا عضویت
حریم خصوصی