frankieren
transitiv۱. تمبرزدن، هزینه ی پستی را پرداخت کردن
[hat]
مثال ها:
آن کارت تمبر نخوردهبود/ تمبر نداشت
die Karte war nicht frankiert
۱. تمبرزدن، هزینه ی پستی را پرداخت کردن
[hat]
آن کارت تمبر نخوردهبود/ تمبر نداشت
die Karte war nicht frankiert