filmen
transitiv/intransitiv۱. فیلمبرداشتن (از)، فیلمگرفتن (از)، فیلمبرداریکردن (از)
tr., itr. (mit der Kamera); [hat]
مثال ها:
از حیوانات باغ وحش فیلمبرداری کردن
die Tiere im Zoo filmen
۲. فیلمبرداریداشتن، فیلم بازیکردن
itr. (Schauspieler)
۱. فیلمبرداشتن (از)، فیلمگرفتن (از)، فیلمبرداریکردن (از)
tr., itr. (mit der Kamera); [hat]
از حیوانات باغ وحش فیلمبرداری کردن
die Tiere im Zoo filmen
۲. فیلمبرداریداشتن، فیلم بازیکردن
itr. (Schauspieler)