wort dictionary

extra

۱. جداگانه؛ علیحده؛ سوا، جدا

(gesondert)

۲. اضافه، اضافی

(zusätzlich)

مثال‌ ها:

یک سیخ کباب اضافه لطفا!

noch ein Spieß Kebab extra bitte!

۳. مخصوصاً، بخصوص، بالاخص

(eigens)

مثال‌ ها:

من فقط به‌خاطر تو به اینجا آمدم

ich bin extra deinetwegen hierher gekommen

او این کار را مخصوصا برای تو انجام داده است

er hat es extra für dich getan

او صرفا به خاطر تو آمده است

er ist extra deinetwegen gekommen

۴. مخصوصاً، عمداً، دستی(دستی)

(absichtlich)

عبارات کاربردی:

این کار را مخصوصا کردی که کفر منو در بیاری

das hast du extra gemacht, um mich zu ärgern

۵. فوق العاده؛ مخصوص