wort dictionary

exekutieren

schwaches Verb

۱. اعدام کردن

[hat]

۲. به اجرا گذاشتن یک حکم

(eines Urteils); [hat]

۳. به اجرا درآوردن یک سنت

(eines Rituals)

۴. (زبان ادارات دولتی در اتریش) مورد مصادره قرار گرفتن

[Amtssprache Österreich]

مثال‌ ها:

اموالش به خاطر بدهی او به اداره دارایی مصادره شد

er wurde wegen seiner Steuerschulden exekutiert