• آهنگ آلمانی
    صرف افعال
    اصلاحات روزمره
    فلش کارت
    wort dictionary

    erschweren

    transitiv

    ۱. مشکل/ دشوار/ سخت(تر)کردن

    [hat]

    مثال‌ ها:

    کارِ کسی را/ زندگی را برای کسی مشکل کردن

    jmdm. die Arbeit/ das Leben erschweren

    او زندگی را بر خود سخت می گیرد

    er erschwert sich das Leben

    اپلیکیشن Genau — یادگیری کلمات آلمانیروزی چند کلمه آلمانی؛ هر کلمه پیش از آنکه فراموشش کنید دوباره برمی‌گردد. رایگان.
    ارتقا به عضویت ویژهحذف آگهی‌ها، تاریخچه و لیست علاقه‌مندی‌های نامحدود. از ۳۹۰٬۰۰۰ تومان برای سه ماه.
    • تماس با ما
    • درباره ما
    • ارتقا عضویت
    • حریم خصوصی