wort dictionary

erschießen

transitiv

۱. (با گلوله) کشتن، به‌قتل‌رساندن؛ تیرباران‌کردن؛ اعدام‌کردن

tr.; [hat]

مثال‌ ها:

تیر باران کردن پس از دادگاه صحرائی

standrechtlich erschießen

عبارات کاربردی:

خسته و داغون بودن

erschossen sein

۲. (با گلوله) خودکشی‌کردن/ خود را کشتن/ انتحارکردن

sich erschießen