eröffnen
transitiv/intransitiv۱. افتتاحکردن؛ دایرکردن، بهراهانداختن، بازکردن [عا]، گشودن؛ باز کردن (حساب بانکی)
tr. (Ausstellung; Geschäft, Praxis usw.); [hat]
افتتاحشدن، گشایشیافتن؛ دایرشدن، بهراهافتادن، بازشدن
eröffnet werden
در یک بانک حساب باز کردن
ein Konto bei einer Bank eröffnen
وصیت نامه ای را (رسما) باز کردن و خواندن
ein Testament eröffnen
۲. آغاز/ شروعکردن، افتتاحکردن
tr. (Konferenz, Diskussion, Sitzung usw.); [hat]
رأی گیری را آغاز کردن
die Abstimmung eröffnen
شور مجلس را آغاز کردن
die Aussprache eröffnen
جلسه را افتتاح کردن
die Sitzung eröffnen
آتش گشودن؛ شروع به تیراندازی کردن
das Feuer eröffnen
۳. (خبری غیر منتظره را) بهاطلاعِ کسی رساندن، بهکسی اطلاعدادن، کسی را در جریانِ کاری قراردادن
tr.; jmdm. etwas eröffnen; [hat]
۴. فراهم/ پیشآمدن (برای)؛ دستدادن/ پیداشدن (برای)، بهوجودآمدن (برای)
sich (jmdm.) eröffnen (Möglichkeiten usw.)