• آهنگ آلمانی
    صرف افعال
    اصلاحات روزمره
    فلش کارت
    wort dictionary

    einsperren

    transitiv

    ۱. حبس/ محبوس/ زندانی‌کردن (در)

    (in die/ in der Wohnung usw. einsperren); [*][hat]

    ۲. زندانی‌کردن، به‌زندان انداختن، به‌زندان فرستادن

    (Verbrecher usw.)

    اپلیکیشن Genau — یادگیری کلمات آلمانیروزی چند کلمه آلمانی؛ هر کلمه پیش از آنکه فراموشش کنید دوباره برمی‌گردد. رایگان.
    ارتقا به عضویت ویژهحذف آگهی‌ها، تاریخچه و لیست علاقه‌مندی‌های نامحدود. از ۳۹۰٬۰۰۰ تومان برای سه ماه.
    • تماس با ما
    • درباره ما
    • ارتقا عضویت
    • حریم خصوصی