wort dictionary

drückend

Adjektiv

۱. خفه، دم کرده، گرفته،‌ سنگین

Wetter

مثال‌ ها:

هوا امروز شرجی است

heute ist es drückend

۲. طاقت فرسا، توان فرسا، خفه کننده

Hitze

مثال‌ ها:

گرمای خفه کننده

drückende Hitze

۳. کمرشکن

Schulden usw.