derart
kausal۱. این طور، چنین، اینچنین؛ اینقدر، تا (به) این حد؛ اینگونه؛ آنچنان، تا آن حد
so; so sehr
مثال ها:
مدت ها بود که چنین بارانی نیامد
es hat lange nicht mehr derart geregnet
۲. چنان... که، آنقدر... که، به اندازه ای...که، به قدری...که، به طوری که
derart, dass
مثال ها:
با او چنان بدرفتاری کردند که
er wurde derart schlecht behandelt, dass