demontieren
transitiv۱. (از هم) باز کردن، پیاده کردن؛ اوراق کردن؛ (اجزای ماشین را) از هم جدا کردن
Maschine usw.; [hat]
۲. (اوراق کردن و) برچیدن/ جمع کردن
Fabrik usw.; [hat]
۳. پیاده کردن قطعات، جدا کردن اجزاء
[Bauingenieurwesen]; [hat]
۱. (از هم) باز کردن، پیاده کردن؛ اوراق کردن؛ (اجزای ماشین را) از هم جدا کردن
Maschine usw.; [hat]
۲. (اوراق کردن و) برچیدن/ جمع کردن
Fabrik usw.; [hat]
۳. پیاده کردن قطعات، جدا کردن اجزاء
[Bauingenieurwesen]; [hat]