wort dictionary

demonstrieren

intransitiv

۱. تظاهرات (راهپیمایی) کردن، دست به تظاهرات زدن، تظاهراتی برپا کردن/ به راه انداختن، در تظاهرات شرکت کردن

[hat]

مثال‌ ها:

بر علیه نیروگاه های اتمی تظاهرات کردن

gegen Atomkraftwerke demonstrieren

۲. نشان دادن؛ نمایش دادن، (به طور عینی) تشریح/ روشن کردن، بازنمودن

tr.; [hat]