wort dictionary

darüber

Pronominaladverb

۱. بالای آن؛ بالا تر از آن؛ بر فراز آن؛ روی آن، بر آن؛ از آن؛ از روی آن؛ از فراز آن؛ در آن طرف، در آن سوی؛ پشت

=> über, lok.

مثال‌ ها:

اتاق بالای آن

das Zimmer darüber

عبارات کاربردی:

هیچ چیز به پای/ به گرد آن نمی رسد

es geht nichts darüber

۲. در این میان، در این بین؛ در این ضمن؛ در این مدت

dabei

مثال‌ ها:

در این میان خوابم برد

darüber bin ich eingeschlafen

در این میان بکلی فراموش کردم که

darüber habe ich völlig vergessen, dass

این کار سالها طول خواهد کشید

darüber werden Jahre vergehen

این کار پیرش کرد

darüber ist er alt geworden

یک کتاب خوانده است و در حین آن خوابش برد

er hat ein Buch gelesen und ist darüber eingeschlafen

۳. بیشتر (از آن)؛ بالاتر

mehr, länger, später, usw.

مثال‌ ها:

به طور متوسط هجده سال و بالاتر/ بیشتر

im Durchschnitt 18 Jahre und darüber

الان حتی نیم ساعت هم از وقت گذشته است

jetzt ist es schon eine halbe Stunde darüber

او می خواست ساعت هشت بیاید ولی حالا یک ساعت (از این زمان) گذشته است

sie wollte um acht Uhr kommen, jetzt ist es schon eine Stunde darüber

۴. فراتر از آن/ این؛ [مج:] گذشته از این، علاوه بر این

darüber hinaus

مثال‌ ها:

در کشور خود و فراتر از آن

im eigenen Staat und darüber hinaus

گذشته از این می خواستم بگویم که

darüber hinaus möchte ich sagen, dass

۵. در این باره، راجع به این/ آن، در این مورد، در این خصوص، در این زمینه، در مورد آن

über ein Thema usw.

مثال‌ ها:

در این باره کتابی نوشته است

er hat ein Buch darüber geschrieben

در این باره باز صحبت می کنیم

wir sprechen noch darüber

۶. شروع کردن؛ دست به کار شدن

sich darüber machen