wort dictionary

besiegen

transitiv

۱. شکست دادن، مغلوب کردن، پیروز شدن بر، غلبه کردن بر؛ مهار کردن

مثال‌ ها:

شکست خوردن، مغلوب شدن

besiegt werden

بر کسی پیروز شدن؛ کسی را شکست دادن

jdn. besiegen

۲. بردن از؛ به زانو در آوردن

bes. im Wettkampf usw.

مثال‌ ها:

باختن به؛ بازنده شدن؛ به زانو در آمدن

besiegt werden

۳. غلبه کردن بر، چیره/ غالب شدن بر، فایق/ غالب آمدن بر

Schwierigkeit, Furcht, Begierden usw.; [hat]