• آهنگ آلمانی
    صرف افعال
    اصلاحات روزمره
    فلش کارت
    wort dictionary

    begrenzt

    Adjektiv

    ۱. محدود

    Gebiet, Möglichkeit, Wissen usw.

    مثال‌ ها:

    از شمال محدود به

    vom Norden begrenzt durch

    فاسد شدنی، که مدت نگهداری آن محدود است

    begrenzt haltbar

    اپلیکیشن Genau — یادگیری کلمات آلمانیروزی چند کلمه آلمانی؛ هر کلمه پیش از آنکه فراموشش کنید دوباره برمی‌گردد. رایگان.
    ارتقا به عضویت ویژهحذف آگهی‌ها، تاریخچه و لیست علاقه‌مندی‌های نامحدود. از ۳۹۰٬۰۰۰ تومان برای سه ماه.
    • تماس با ما
    • درباره ما
    • ارتقا عضویت
    • حریم خصوصی