• آهنگ آلمانی
    صرف افعال
    اصلاحات روزمره
    فلش کارت
    wort dictionary

    baufällig

    Adjektiv

    ۱. درب و داغان، فکسنی [عا]، زواردررفته؛ [نیز:] کلنگی (ساختمان)؛ خراب؛ لازم به تعمیر

    Grammatik

    POSITIVbaufällig
    KOMPARATIVbaufälliger
    SUPERLATIVam baufälligsten
    اپلیکیشن Genau — یادگیری کلمات آلمانیروزی چند کلمه آلمانی؛ هر کلمه پیش از آنکه فراموشش کنید دوباره برمی‌گردد. رایگان.
    ارتقا به عضویت ویژهحذف آگهی‌ها، تاریخچه و لیست علاقه‌مندی‌های نامحدود. از ۳۹۰٬۰۰۰ تومان برای سه ماه.
    • تماس با ما
    • درباره ما
    • ارتقا عضویت
    • حریم خصوصی