ausspucken
transitiv۱. تف کردن
itr. (Kern, Bissen usw.); [*][hat]
۲. تف انداختن، (به زمین) تف کردن
itr.
مثال ها:
جلوی کسی (به علامت تحقیر) تف انداختن
vor jdm. ausspucken
۳. بیرون دادن
tr. (Ware usw.); [*][hat]
۴. سلفیدن، آخ کردن
tr., (Geld)
مثال ها:
پول خرج کردن
Geld ausspucken