aufwickeln
transitiv۱. پیچیدن، (به، به دور)
aufwickeln auf Akk./ (Wolle, Leine usw.); [*][hat]
۲. موهای خود را بیگودی پیچیدن/ فر زدن
sich die Haare aufwickeln
۳. باز کردن (کلاف؛ قرقره؛ بسته بندی چیزی)
Päckchen usw.; [*][hat]
۱. پیچیدن، (به، به دور)
aufwickeln auf Akk./ (Wolle, Leine usw.); [*][hat]
۲. موهای خود را بیگودی پیچیدن/ فر زدن
sich die Haare aufwickeln
۳. باز کردن (کلاف؛ قرقره؛ بسته بندی چیزی)
Päckchen usw.; [*][hat]