auftauen
transitiv/intransitiv۱. آب کردن (یخ چیزی را آب کردن)؛ ذوب کردن
tr. (Eis; Wasserleitung usw.); [*][hat]
۲. آب شدن؛ یخ چیزی آب/ باز شدن؛ ذوب شدن
itr.; [*]; ist; (Eis; Scheibe, Fluss usw.)
۳. یخهای کسی آب شدن، راحت تر شدن، خجالت کسی ریختن، بگوبخند شدن [عا]
itr., ist (Person)
مثال ها:
کسی خجالت (رودربایستی) را کنار می گذارد
jemand taut auf