aufrollen
transitiv۱. لوله کردن؛ گلوله کردن؛ (دور چیزی/ دور قرقره) پیچیدن؛ جمع کردن (قالی)؛ کلاف کردن
tr. (zusammenrollen); [*][hat]
۲. (لوله چیزی را) باز کردن؛ از کلاف (قرقره) باز کردن
tr. (auseinanderrollen); [*][hat]
۳. (لوله چیزی) باز شدن؛ ولو شدن
sich aufrollen (Film, Band usw.)
۴. (از نو) بررسی کردن، (مجدداً) مورد بررسی قرار دادن؛ تشریح کردن
tr.(Problem usw.); [*][hat]
مثال ها:
موردی را دوباره بررسی کردن
einen Fall nochmals aufrollen
۵. (از جناحی) حمله کردن به، گرفتن، تسخیر/ تصرف کردن
tr.