wort dictionary

aufplustern

transitiv

۱. پف انداختن، باد کردن

tr. (Gefieder)

۲. پرهای خود را پف انداختن/ باد کردن (سیخ کردن)

[*] sich aufplustern (Vogel)

۳. ژست گرفتن، ژست آمدن، قیافه گرفتن، قیافه آمدن،‌ باد کردن؛ دور برداشتن؛ پز دادن

[*] sich aufplustern; fig