• آهنگ آلمانی
    صرف افعال
    اصلاحات روزمره
    فلش کارت
    wort dictionary

    aufbrummen

    transitiv

    ۱. تعیین کردن (مجازات؛ جریمه)؛ [زندان] بریدن برای؛ [جریمه] دادن به

    jmdm etwas aufbrummen (Strage usw.); [*][hat]

    مثال‌ ها:

    برای کسی مجازات (جریمه) بریدن

    jdm. eine Strafe aufbrummen

    اپلیکیشن Genau — یادگیری کلمات آلمانیروزی چند کلمه آلمانی؛ هر کلمه پیش از آنکه فراموشش کنید دوباره برمی‌گردد. رایگان.
    ارتقا به عضویت ویژهحذف آگهی‌ها، تاریخچه و لیست علاقه‌مندی‌های نامحدود. از ۳۹۰٬۰۰۰ تومان برای سه ماه.
    • تماس با ما
    • درباره ما
    • ارتقا عضویت
    • حریم خصوصی