wort dictionary

artikulieren

transitiv

۱. ادا کردن

tr; (Laut); [hat]

۲. بیان کردن،‌ بیان داشتن، به (قالب) بیان در آوردن

tr. (Gedanke usw.); [hat]

۳. منظور خود را (بصراحت) بیان کردن، افکار خود را به بیان درآوردن، حرف خود را زدن

sich artikulieren (sich ausdrücken)

۴. نمایانگر/ مبین چیزی بودن، منعکس بودن در، منعکس شدن در

sich artikulieren in Dat .

۵. اظهار داشتن

[hat]