wort dictionary

ansteuern

schwaches Verb

۱. یک مقصد را در نظر گرفتن، به سوی مقصدی در حرکت بودن، وسیله نقلیه را به سمت خاصی هدایت کردن

[hat]

مثال‌ ها:

خلبان به مقصد فرودگاه فرانکفورت پرواز می کند

der Pilot steuert den Flughafen Frankfurt an

ناخدا کشتی را به سوی جزیره هدایت می کند

der Schiffskapitän steuert die Insel an

۲. وصل ولتاژ به کلید برق

[Elektronik]

مثال‌ ها:

ولتاژ را به یک کلید برق مشخص وصل کردن

eine Spannung an ein bestimmtes Schaltelement legen