wort dictionary

anschmieren

transitiv

۱. خود را کثیف/ رنگی/ روغنی/ آلوده [و غیره] کردن

sich anschmieren

۲. شیره مالیدن سر، کلاه گذاشتن سر؛ حقه زدن به؛ کلاه برداری کردن

tr.; [*][hat]

مثال‌ ها:

سر کسی کلاه گذاشتن

jdn. anschmieren

۳. آلوده کردن؛ کثیف کردن؛ (با بی سلیقگی به صورت زشتی) رنگ زدن

[*] [hat]