• آهنگ آلمانی
    صرف افعال
    اصلاحات روزمره
    فلش کارت
    wort dictionary

    ansammeln

    transitiv

    ۱. جمع شدن

    [*]; sich ansammeln (Vorrat, Staub usw.)

    ۲. جمع شدن، اجتماع کردن

    [*]; sich ansammeln (Menschen)

    ۳. جمع/ انبار کردن، انباشتن؛ اندختن

    tr.; [*][hat]

    اپلیکیشن Genau — یادگیری کلمات آلمانیروزی چند کلمه آلمانی؛ هر کلمه پیش از آنکه فراموشش کنید دوباره برمی‌گردد. رایگان.
    ارتقا به عضویت ویژهحذف آگهی‌ها، تاریخچه و لیست علاقه‌مندی‌های نامحدود. از ۳۹۰٬۰۰۰ تومان برای سه ماه.
    • تماس با ما
    • درباره ما
    • ارتقا عضویت
    • حریم خصوصی