anreißen
transitiv۱. بازکردن؛ استفاده کردن از دست زدن به، (شروع به) مصرف کردن
Packung, Vorrat usw.; [*][hat]
۲. [درضمن گفت و گو] اشاره ای کردن به/ ذکری به میان آوردن از
Thema, Frage usw.; [*][hat]
۳. کمی پاره کردن، کمی جر دادن [عا]
Stoff, Papier usw.
۴. [ریسمان موتوری را کشیدن و آن را] راه انداختن، روشن کردن
Motor
۵. (با چیز تیزی) خط کشیدن
Blech usw.
۶. آتش/ روشن کردن
dial. (Streichholz usw.)