wort dictionary

anfahren

transitiv/intransitiv

۱. به راه افتادن، به حرکت در آمدن

itr., ist; [*]

۲. [سواره] نزدیک شدن؛ [سواره] از راه رسیدن

angefahren kommen; [*][hat]

۳. [با وسیله ی نقلیه به جایی] آوردن، حمل کردن

tr. (Holz, Steine usw.); [*][hat]

۴. (با وسیله ی نقلیه به کسی یا چیزی) زدن به و زخمی کردن

tr. (Fußgänger usw.); [*][hat]

۵. حرکت کردن به طرف، راه افتادن به قصد؛ رسیدن به

tr. (Stadt usw.)

۶. پرخاش کردن به، تشر زدن به

tr.; jmdn. (grob) anfahren; [*][hat]