wort dictionary

anekeln

transitiv

۱. حال کسی را به هم زدن؛ موجب تنفر شدن؛ منزجر کردن

[*] [hat]

مثال‌ ها:

رفتارش موجب تنفر من می شود

sein Benehmen ekelt mich an

این بوی گند حالم را بهم می زند

der Gestank ekelt mich an