abschlägig
Adjektiv۱. رد (جواب)، منفی
Bescheid usw.
مثال ها:
تقاضای او مورد قبول واقع نشد/ پذیرفته نشد، به تقاضایش جواب رد داده شد
er wurde abschlägig beschieden
جواب رد
eine abschlägige Antwort
۱. رد (جواب)، منفی
Bescheid usw.
تقاضای او مورد قبول واقع نشد/ پذیرفته نشد، به تقاضایش جواب رد داده شد
er wurde abschlägig beschieden
جواب رد
eine abschlägige Antwort