abreisen
intransitiv۱. رفتن، عازم شدن؛ برگشتن؛ به راه افتادن؛ آماده ی حرکت شدن
[*][ist]
مثال ها:
به پاریس رفتن، عازم پاریس شدن
nach Paris abreisen
۱. رفتن، عازم شدن؛ برگشتن؛ به راه افتادن؛ آماده ی حرکت شدن
[*][ist]
به پاریس رفتن، عازم پاریس شدن
nach Paris abreisen